عید را کمی ناوخت تر اما به کل تان تبریک میګم. عید امسان چندان مزه نداشت هیچ نفامیدیم که چی وخت آمد و رفت اګه راستش ره بګویم امو عید هم ده وطن مزه مته، ده ای ملکا غیز تعمیر های بلند و سرک های پخته دیګه هیچ چیز از خوب ګفتن نیست انسان ها وقت یک دیګر را در جاده مینګرند یک قواره ای خنده ګونه میکنند و تیر میشند...... ګمش کو از چی آدم بناله آداب و انسانیت هم ده امو وطن
عید
در بیابان آب باران عید است
در خزان یاد بهاران عید است
پادشاه و یا ګدا تا ګشنه شد
نزد هر دو لقمه ای نان عید است
در جهان هر جا که دیدی خانمی
تا بګفتی جان و قربان عید است
آن جوان بینی غرق عشرت است
زلف را چون ماند یالان عید است
آن قدر ظلم و ستم دیدم ز خویش
غیر چو بشکست یک دو دندان عید است
هر کی کرد یاد وطن نالید لیک
خیبر را یاد آفغان عید است